کتاب «خط مقدم» برشی مستند از میانه خط زندگی حسن طهرانی مقدم است که به دور از تخیل و رویاپردازی های نویسندگی به نگارش درآمده و از مرداد سال 63 تا دی سال 65 را شامل می شود. مقطعی که اتفاقا پر از حادثه و موانع پیچیده است. پر از «نمی توانی ها» و «دیگر نمی شودها»، پر از جمله «اینجا دیگر آخر خط است.»
در مقدمه این کتاب می خوانیم: «اغلب زندگی ها ناصافند. بالا و پایین دارند. درّه و تپّه می شوند. دور می خورند. گاهی برمی گردند سرجای اولشان. گاهی سینوسی می شوند و مجموع بالا پایین رفتن شان یکی می شود. گاهی هم بعد از هر سقوط شیب می گیرند و افتان و خیزان خودشان را به جایی بالاتر از نقطه اول می رسانند.
اما خط زندگی بعضی ها از یک جایی به بعد «نمایی» می شود و بالا می رود. آن قدر بالا که آخرش دیده نمی شود.
خط زندگی حسن طهرانی مقدم پر از حادثه است. پر از بالا پایین های ناگهانی و حساس. پر از موانع پیچیده. پر از «نمی توانی» ها و «دیگر نمی شود»ها. پر از جمله «اینجا دیگر آخر خط است». پر از سنگ هایی که جلوی راهش افتاده و موانعی که جلوی پایش سبز شده. اما همه را گذرانده. هیچ وقت نایستاده و توقف نکرده است.
هیچ وقت «شیبَش» منفی نشده و هیچ وقت برای بالارفتن بر روی خط های دیگر سوار نشده. همین ها بوده که خدا هم انگار به خط زندگی اش برکت داده. هرچه به انتها نزدیک تر شده تابع زندگی اش نمایی تر شده و آخر خطش مثل موشک اوج گرفته و بالا رفته. ...