ژلوفن داستان یک زوج جوان است که درگیریهای مخصوص به خودشان را دارند و معلوم نیست دقیقا دردشان چیست! در گرمای خرداد و نزدیک به حمله اسرائیل، سمانه به دنبال این است که مشکلات زندگیشان را با کمک بقیه حل کند ولی امید معتقد است زندگیشان خیلی هم عالیست و نباید پای کسی وسط کشیده شود. درگیریها و تنشهای آنها ادامه دارد و آن وسط فقط حضور یک آدم فضایی کم است!
چرا باید ژلوفن را مطالعه کنیم؟
چون اولا کتاب یار خوشبیان است و ثانیا گاهی اوقات انسان مشکلاتی دارد که تا آنها را توی احوالات یکی دیگر نبیند متوجه آن نمیشود. ژلوفن هم از این قاعده مستثنی نیست و خواندن آن به درک روابط مشترک بین زن و مرد و برخوردهای متقابل آن دو با هم کمک میکند، مخصوصا با شخصیتها و دیالوگهای جذابی که دارد.
ژلوفن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
بساز یا نساز بودن زوجها یا سن و سالشان فرقی نمیکند، میخ مطالعه این کتاب را به همه زوجهای پیر و جوان و میانسال و حتی مجردها پیشنهاد میکند.
بخشی از ژلوفن:
امید چراغ را روشن کرد و رفت دقیقاً بالای سر سمانه. مجسمۀ کوچک فضانورد را از روی میز برداشت، مجسمهای که اولین هدیۀ سمانه به امید بود. امید آنقدر از فضا و فضانوردی برای سمانه گفته بود که اولین هدیه شد آن مجسمه. سمانه، امید را هل داد و گفت: «کجا؟» امید زل زده بود به همسرش. ...