(داستان های کودکان انگلیسی،تلاش و تقلا،امید،مناسب بالای 4 سال،گروه سنی:ب،تصویرگر:تام پرسیوال،گلاسه)
برف میبارید.
هوا خیلی سرد بود.
ایزابل که تازه به محلهی جدیدشان رسیده بود
نگاهی به دستهایش انداخت و بعد به پاهایش...
او داشت نامرئی میشد؛
نامرئیِ نامرئی!
دربارهی نویسنده:
دوران کودکی تام پرسیوال معمولی نبود، او در منطقهی دورافتاده و البته زیبای غرب انگلستان زندگی میکرد. قطعا در همین سالهای شکلگیری شخصیت بود که به نقاشی و نوشتن علاقه پیدا کرد.
تام بعد از اینکه چند شهر را به دقت بررسی کرد، فهمید که عمیقا یک پسر روستاییست و حالا او در روستایی دیگر با همسر و دو فرزندش زندگی میکند. تام به معنای واقعی، یکعالمه کتاب تصویرسازی کرده و نوشته است.
خوانندگان میگویند:
زندگی خانوادهی ایزابل به صخرهی سختیها برخورد کرده است، آنها باید از محل زندگی خود نقلمکان کنند و به جایی ارزانتر بروند. ایزابل در محل جدید هیچچیز آشنایی پیدا نمیکند. او برای همه نامرئی میشود تا اینکه ناگهان معجزهای رخ میدهد؛ او حالا میتواند انسانهای نادیدهگرفتهشده را ببیند و به آنها کمک کند و اینگونه تغییر بزرگی را در زندگی و محلهی جدید خودش به وجود بیاورد. این داستان اگرچه تلخ است اما در انتهای آن یک امیدواری وجود دارد که در هر شرایطی بهترین خودت باشی و یک تغییر مثبت ایجاد کنی. ...