حفظ نظام اجتماعی به عنوان یک اصل حاکم در زندگی، نه فقط در علوم اسلامی بهویژه فقه آثار گستردهای بر جا گذاشته، بلکه خاستگاه اصلی نظام سیاسی اسلامی است. از چشمانداز الزامات فقهی، حفظ نظام اجتماعی نقش آشکاری در نظام سیاسی اسلامی از نگاه ساختاری و قلمرو قانونگذاری و اجرا دارد. در این پژوهش، در راستای تبیین نظام عام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب موازین اجتهادی، افزون بر تبیین موضوعشناسی حفظ نظام و ادله آن، در دو بخش به بررسی گسترده «الزامات استنباطی حفظ نظام در ساختار سیاسی» و «کارکردهای استنباطی حفظ نظام در قلمرو قانوگذاری و اجرا» پرداخته شده است. یکی از چشماندازهای اساسی در بحث، نگاه به حفظ نظام سیاسی در راستای حفظ نظام اجتماعی به عنوان یک اصل زیربنایی و الزامات مهم آن است؛ امری که به نظر نگارنده راهگشای بسیاری از مشکلات و بحرانهای موجود است و این پژوهش، عطف به آنها صورت گرفته است.