در زمانهای که متنهای طولانی و پرگو عمدتاً پیامدی جز کسالت مخاطب ندارند، هرتا مولر با نثری موجز و شفاف، نگاهی نو و استدلالهایی فهمیدنی، ما را با پارهای از پرسشهای انسانی مشترک مواجه میکند و در جستوجوی پاسخ این پرسشها، چشماندازهایی متفاوت در برابرمان میگشاید. مولر که در روستایی کوچک در غرب رومانی به دنیا آمده و خانوادهاش از اقلیتهای آلمانیتبارِ کشور رومانی بودند، زندگی در جایگاه عضوِ گروهی بهحاشیهراندهشده را شخصاً تجربه کرد و در دورهٔ حکومت چائوشسکو هم به دلیل همکاری نکردن با دستگاه امنیتی رومانی بارها به مرگ تهدید شد. به خاطر همین تجربهٔ زیسته است که تابآوری در زمانۀ خودکامگی و مقاومت از راه زبان از مضامین اصلی بیشتر آثار او از جمله کتاب فلاکت روزمره هستند؛ مجموعهای متشکل از سه جستار و سه سخنرانی مولر در بیست سال گذشته.هرتا مولر نیمی از عمرش را زیر سایۀ حکومتی تمامیتخواه زندگی کرده و نیمی دیگر را در کشوری دموکراتیک. در اواخر دهۀ ۱۹۸۰ و پس از سالها ارعاب و بازجویی و سانسورِ آثارش اجازه پیدا کرد از رومانی خارج شود. او که بهسختی خود را به سرزمینی آزاد رسانده بود و تصور میکرد رها شده، از همان مواجهۀ اول از سوءظنها و برخوردهای تحقیرآمیز میزبان نسبت به خودش یکه خورد و ناامید شد. انگار کابوسها و ترسهای زندگی گذشته نمیخواستند دست از سرش بردارند و در سرزمینی دیگر هم به شکلی دیگر تکرار میشدند. ...