سفرنامه جن اثر مصطفی جمشیدی نشر به نشر
داستان دو بخش دارد. یکی حکایت مهندسی در زمان قاجار به اسم ریشارد که در نواحی مرکزی ایران مشغول ساختن پلی است و به دنبال اتفاقاتی ناخواسته، اسیر حمام جنیها میشود و دیگری حکایت عجیب سفر به اصفهان در دوره محاصره این شهر به دست محمود افغان. در سفرنامه جن ناظر سیر و سلوک معنوی بعضی شخصیتها هستیم، از نوآوریها و وجود شخصیتهایی خاکستری لذت میبریم و با افراد بیخبر از فساد دربار حاکم که برای ساخت سدی در مرکز ایران وارد عمل شدهاند، همراه میشویم.
صُحُف:
بخشی از کتاب سفرنامه جن
در یک گلگشت یا پیکنیک که تفنّن جمعه ما را تشکیل میداد، چند خرگوش شکار کردیم و از گلابیهای وحشی یک باغ طبیعی و درندشت که کنار یکی از آبشارهای کوه قافلان بود، به اندازهای که سیر شدیم چیدیم و خوردیم و بساط کباب راه انداختیم. برای تحرکگرفتن من که چند ماهی به استراحت مشغول بودم، فرصت خوب و نکویی بود. فردای آن روز یک مرحله از کار بود که در طُرق بالادستی و مجاور همان قافلان کوه صورت گرفت و اینبار هدف چاههای آن اطراف بود. من خودم دلم خواست وارد کاریز بشوم تا عمق آبهای آنجا را حدس بزنم و از طریق محاسبههایم میزان آب ورودی و نظیرهسازیهای علمی را انجام بدهم. طناب را دو نوکر به اسم حشمت و حمدالله که همخرجهای «سیلاوی» و ذبیح بودند، به دست گرفتند و آهستهآهسته وارد چاه شدم. ...