(داستان های ایسلندی،قرن 20م)
رمان «بهشت و زمین» نوشتهی یون کالمن استفانسون و ترجمهی فرزانه رحیمی، اثری شاعرانه و خیالانگیز است که با نثری آرام، رازآلود و سرشار از تصاویر طبیعت، داستان مردمانی را روایت میکند که در سرزمینی سرد، سخت و درعینحال معنابخش، زندگی میکنند.
در این روایت، مرز میان خیال و واقعیت، گذشته و حال، زندگی و مرگ، بهنرمی محو میشود و نویسنده با زبانی هنرمندانه، دنیایی را پیش چشم خواننده میگشاید که در آن، سادگیِ روزمرگی با عمق فلسفیِ هستیجویی درهمتنیده است. «بهشت» در اینجا نه مکانی فراتر، که شاید کیفیتی از زیستن است؛ آنگاه که انسان، در دل طبیعتی خشن، با خویش و جهان به گفتوگو مینشیند.
استفانسون در این کتاب، از خلال شخصیتهایی گاه گمنام و ناپایدار، به کشف معنا در رنج، مرگ، سکوت و اشتیاق میپردازد. ...