گبه با سروهای رنگی:
ژانر: نامه/دفترچهٔ خاطرات
یادداشتی که ظاهراً پشتِ برچسبِ قدیمیِ زرعچارک پیدا شده:
«اگر این یادداشت را میخوانی، یعنی این زرعچارک به دستِ کسی رسیده که کنجکاوِ داستانش شده. پس بگذار رُک بگویم: هیچ رازِ بزرگی در کار نیست. پنج نفر، یک بعدازظهر در یک ایل قشقایی، تصمیم گرفتند هرکدام یک سرو ببافند، بدون نقشه، بدون توافق روی رنگ. نتیجه همین شد که میبینی — نظم در بینظمی.
مربعِ رنگیِ وسط را هم آخر سر، وقتی حوصلهشان از سروهای بلند سر رفت، به شوخی اضافه کردند؛ شرط بسته بودند کدامشان زودتر تمام میکند.
نمیدانم امروز این فرش کجاست. اما اگر دستِ توست، بدان: این نه یک شاهکارِ برنامهریزیشده، که یک بعدازظهرِ خوب بوده که تصادفاً ماندگار شد.»