برشی از کتاب:در نامها هر آینه چیزی است یک راز ناگشوده یک حسناشناس یک اتفاق محو و مهآلود میایستم برابر دریا و کوه خورشید را به اسم تو بیدار میکنم پژواک آفتاب در زیر طاق آبی این آسمان پاک تابنده و زلال نام تو را در آینه تکرار میکنم.