رمان رستم صولتان اثری طنزآمیز، سیاسی و اجتماعی است که با نگاهی طعنهآلود به ساختارهای قدرت و رفتارهای اجتماعی، روایتی پرمغز و در عین حال سرگرمکننده ارائه میدهد. شخصیت اصلی داستان، رستم صولتان، نماد مردی سادهدل، جاهطلب و دلباخته قدرت است که در کشاکش حوادث، بهتدریج از یک فرد معمولی به یکی از مهرههای اصلی سیستم تبدیل میشود. این کتاب با زبان طنز و گاه کنایهآمیز، تضاد میان ظاهر و باطن، صداقت و فریب، و سنت و مدرنیته را به چالش میکشد.
داستان در بستری نیمهواقعی، اما آشنا برای خواننده شکل میگیرد، جایی که شخصیتها اگرچه خیالی هستند، اما تداعیگر نمونههای واقعیاند. نویسنده در طول روایت، با انتخاب زاویه دیدی بیرونی، ماجرا را طوری روایت میکند که خواننده بتواند از بیرون، رفتار رستم و دیگران را تحلیل کند. شخصیت رستم صولتان از ابتدا تا انتها دستخوش تغییر است؛ او با جاهطلبی خام آغاز میکند، اما به تدریج در نظامی پر از فساد، فریب، فرصتطلبی و تملق رشد مییابد.