نظریهپردازی درباره «رشد انسان» پاسخ به پرسشهای بنیادینی است که در فلسفه روانشناسی و حتی تمام فلسفههای مربوط به علوم انسانی مطرح میشوند. الگوهای تغییر در ماهیت انسان هرچند برخاسته از ایدهپردازیهای فلسفی و یافتههای علمیاند، ولی به طور ضمنی بر معنایی از مطلوبیت و امکان دستیابی به مطلوبیت اتکا دارند.