روایت سفر یک بانوی نویسنده با چهار بادیگارد قدبلندش از پیاده روی اربعین است. زنی که روزی به دهکده خاک بر سر سفر کرده حالا به دهکده ای سفر می کند که دوست دارد سر بر خاکش بگذارد. دهکده ای که شهردارش همان علمدار کربلا است. از سفری می نویسد که سراسر رحمت است و جذبه، رحمتی واسعه از سفره ارباب که در عالم پهن شده و جاذبه ای مغناطیسی که کل عالم را به خود مجذوب کرده است. این کتاب روایتی است جذاب و خواندنی از پیاده روی اربعین، کتابی ملازم با اشک و خنده ی توامان.
درباره کتاب سر بر خاک دهکده
کتاب «سر بر خاک دهکده» روایت یک نویسنده از پیاده روی اربعین به همراه چهار محافظش است. فائضه غفار حدادی، بعد از نوشتن کتاب «دهکده خاک برسر» و مواجهه با اقبال عمومی، به برنامه تلویزیونی در ایام اربعین دعوت می شود تا درباره کتابش حرف بزنند و آنجا مجری با سؤال اینکه (تا حالا اربعین رفته یا نه؟) او را می شکند! و حسین بن علی (علیه السلام) از آن روز تا سال بعد همه چیز را برای او فراهم می کنند تا او همراهی این سفر معراج گونه شود، البته تیم حفاظت چهارنفره ای او را در این سفر همراهی می کنند.
این کتاب داستان رفتن و رسیدن است. ...