رمان جاده جنگ به فضای کل کشور می پردازد اما با توجه به حوادثی که در دوره جنگ جهانی دوم و با تجاوزات روسیه به خراسان روی داد این رمان از خراسان شروع می شود و به خراسان هم ختم می شود.
نام این کتاب هم اشاره به استفاده استراتژیکی که متفقین در طول جنگ جهانی دوم از ایران کردند دارد. متفقین مهمات و ادوات نظامی را برای کمک به روس ها از جاده شاهرود به روسیه فرستادند و همین جاده موجب پیروزی متفقین شد و بعدها دوباره در طول انقلاب این جاده نقش مهمی را ایفا کرد.
از کتاب :
سوار ثابت و بی حرکت ، مانند مجسمه ، روی زین نشسته بود .
دکتر اندیشید : (( این دیگر کیست ؟)) اسب بار دگر شیهه کشید.
دکتر با دقت به تصویر ابر نگریست . با خود گفت : (( اسب که خودش است … اسب استوار . اما سوارش کیست ؟)) و قبل از اینکه از بهت و حیرت به در آید ، اسب عقب گرد کرد و آن سوی ستیغ ناپدید شد . دکتر اندیشید :(( من را دید …! سوار شولاپوش من را دید و شناخت ! ))