دروتی کارنگی زمانی که در یک مدرسه عالی بازرگانی به دختران جوان درسی با نام رشد شخصیت میداد، در پرسشنامههایی که برای کلاسش طراحی کرده بود دو سوال گنجانده بود: آیا قصد ازدواج در ده سال آینده را دارید؟ و اگر مجبور باشید که بین ازدواج و شغل یکی را انتخاب کنید کدام را ارجحیت میدهید؟
جواب همه به سوال اول بدون استثنا مثبت بود و انتخاب همه هم ازدواج بود.
دروتی پس از خواندن پرسشنامهها بر آن شد مسیر کلاس را تغییر دهد. او سعی کرد افکار شاگردان کلاس را به این سمت سوق دهد که خصوصیاتی که در نظر کارفرمایان ارزشمندند دقیقآ همانی هستند که آنها را مطلوب همسرانشان میکند.
روش او موثر بود چرا که اکثریت زنان ازدواج را هدف اصلی زندگیشان قرار میدهند. تمامی زنانی که به دنبال ازدواجی موفقند ترجیح میدهند همسرانشان در زمینه شغلی که انتخاب نمودهاند فرد موفقی باشند تا خود آنها. او میگوید زنانی که یاور همسرانشان هستند فقط از شگردهای بسیار سادهای استفاده میکنند. این کتاب سعی دارد که اصول اساسی فوق را ابتدا به قوانین ساده و قابل فهم جمع بندی و سپس در اختیار زنان قرار دهند. دروتی این اصول را تا حد ممکن به استناد وقایع و حوادث زندگی واقعی افراد به تصویر کشیده است. غالب این افراد هم دانشجویانی از مؤسسه کارینگ بودند. ...