کِرم مثل همیشه داشت وولوول میخورد و سیبش را گاز میزد که یکدفعه دندانش درد گرفت! با خودش گفت: «شاید دندانم را کِرم خورده! بروم بیرون و راهی برای درمانش پیدا کنم.»کِرم از دل سیب یک تونل زد و بیرون آمد. کشوقوسی به بدنش داد و راه افتاد ...بچهها، اسم کِرم قصّهی ما کرمالو است. اگر دوست دارید بفهمید کرمالو کجا میرود، با کی برخورد میکند، و دندانش بالاخره خوب میشود یا نه، مجموعهی قصههای کرمدار را بخوانید. این پک دارای پنج جلد است . کتاب تصویری است
صفحات کتاب ها برشدار و فانتزی است
این پک شامل 5 جلد کتاب است