«سال های بنفش» با چارچوبی محکم که شایسته یک رمان قوی است، از معدود کتاب هایی می باشد که به داستانی تازه و خواندنی با موضوع مبارزات سیاسی قبل از انقلاب پرداخته است. قصه و فضای بدیعی که «ابراهیم حسن بیگی» به آن پرداخته است ما را از منظری تازه وارد دنیای یک رمان سیاسی و انقلابی می کند.
«علی» شخصیتی است حقیقت جو که از کودکی تحت تأثیر « سید رسول» روحانی تبعیدی به اطراف بندرترکمن، قرار گرفته و با او رفاقت می کند. خانواده علی جزء معدود خانوادۀ شیعه مذهب آن منطقه است و آمدن سید رسول به آنجا برای آنان غنیمت است. اولین ارتباط این خانواده با تبعیدی غریبه با یک نیمرو شروع می شود:
«… پدر وارد اتاق شد، رو به زهرا گفت: دوتا تخم مرغ نیمرو کن و با یک قرص نان بده به علی، تا ببرد برای آن بندۀ خدا. »
تشویش و التهاب از حضور یک تبعیدی در خانواده علی زیاد مخفی نمی ماند. با این که پدر با تحکم خاصی دستور طبخ غذا را صادره کرده بود ولی مادر طاقت نمی آورد و نگرانی خودش را اعلام می کند:
«… خوشحال بودم. اما مادر طاقت نیاورد:
– می خواهی سرگروهبان عابدی را با جانما بیندازی؟
پدر جوابش را نداد. مادر ادامه داد :
– اگر بفهمد برای تو بد می شود…»