دایی جان ناپلئون روایت یک خانواده پر تنش است است و مسیر داستان با حوادث اتفاق افتاده پیش میرود در مسیر کلی عشق ناکام پسر عمه (سعید)به دختر دایی(لیلی) و جدال پدران این دو یعنی دو کارکتر اصلی رمان آقا جان و دایی جان
پدر سعید یعنی آقاجان که یک دارو ساز است نماینده طبقه متوسط جامعه است که در حال قدرت گیری و با کسب و کار در حال رشد کردن و قدرت اندوزی است و در حال سبقت گرفتن از طبقه اشرافیت قدیمی که منافعشان زمینی داری بوده.حال جدال این دو است که یک سوی اقاجان نامبرده و سوی دیگر نماد دن کیشوت در هر جامعه ای یک انسان جا مانده در زمان و متوهم که ناکامی های گذشته را در رویا ادغام کرده و از خود دن کیشوتی جدید میسازد.
که برای ما این شخصیت تازه نیست زیرا در جامعه مان و حتی شاید در خانواده مان این چنین کارکتری را داشته باشیم .اوست که بخاطر شکست و ناکامی هایش در زندگی واقعی خود در رویا خود سفر کرده و درون خود یک ناپلئون میسازد ودر تصورش انگلیسها هستن که قصد جان اورا دارند و در میان این ترسها اتفاقات جدید دراین باغ که محل زندگی ادمهای این رمان هستن اتففاق می افتد.