نویسنده این کتاب با نگاهی تازه و جسورانه به واقعهٔ سوره فیل پرداخته است؛ اما نه با زبان تاریخ نگاران بلکه با زبانی از امروز، سرشار از اصطلاحات کنایهها و واژگان روزمره او از شیوه ای بهره برده که در ادبیات به آن زمان پریشی طنز آمیز میگویند؛ یعنی وقایع تاریخی سوره فیل را با زبانی امروزی و نگاهی انتقادی بازآفرینی کرده است.
او در بازگویی ماجرایی که ریشه در تاریخ دارد، عمداً از اصطلاحات لحن و کنایه های معاصر استفاده کرده تا چهرۀ خود بزرگ بینانه ابرهه و لشکرش را از منظر انسان امروز به تصویر بکشد. هدف نویسنده نه تحریف تاریخ و نه بی حرمتی به مقدسات بلکه نشان دادن انسانهایی مغرور، پرادعا و گرفتار توهم قدرت است هدف نویسنده در این اثر تمسخر و هجو این غرور است نه شکستن حرمت تاریخ مقدس و چهره درخشان حضرت عبدالمطلب عليه السلام.
فرمانروای مغروری به نام ابرهه با لشکری بزرگ و فیلهایی غول پیکر راهی مکه میشود تا کعبه را ویران کند و قدرت خود را به رخ بکشد اما در برابر اراده الهی ناتوان و خُرد میشود؛ پرندگان ابابیل بر او و سپاهش فرود می آیند سنگهای سوزان پایان غرورش را رقم میزنند.
این کتاب نه تاریخ است و نه موعظه؛ طنزی است برای اندیشیدن تلاشی است برای آن که خواننده در میان خنده و طعنه چهرۀ ابرهای زمانه را بشناسد و به یاد آورد که هیچ قدرتی در برابر ایمان و حقیقت پایدار نخواهد ماند.