کتاب شب شکن مثنوی درمانی 2 چاپ ششم اثر هیئت تحریریه شمس الشموس نشر شمس الشموس
معرفی کتاب:
«شبشکن» نگاهی اجمالی به زندگی حضرت ابراهیم(ع) از منظر مثنوی معنوی مولانا است. در بخشی از کتاب میخوانیم: خورشید آخرین شعاع سرخفام خود را در خط افق پنهان میکند و تصویر آن آرام در بسترِ ماسههای نرم و روان صحرا فرو میرود و پایان یک روز پرهیاهوی دیگر را اعلام میکند. اینجا ستارهها درخشندگی دیگری دارند و کمکم بر پهنای آسمان ظاهر میشوند و چه زیبا چشمک میزنند. شنها زیر نور نقرهفام مهتاب میدرخشند و با باد کویر از اینسو به آنسو میروند و ماه در سینۀ آسمان به پهندشت صحرا و آن خانۀ کوچک خیرهخیره مینگرد. پسری کوچک با چشمانی درشت و چهرهای زیبا و معصومانه سر بر پای مادر گذارده است. انگشتان پر مهر مادر در لابهلای موهای مجعد پسر آن را تاب میدهد و نوازش میکند. او درحالیکه قطرات زلال و شفاف اشک در چشمانش چون شبنم برق میزند و میتراود، با صدایی مهربان میگوید: ـ مادر، مادرم، میتوانی امشب باز هم برایم از پدر بگویی؟ و مادر هر بار که به یاد آن روزها میافتد حالش دگرگون میشود. آن روزهای غربت، آن روزهای بیکسی، آن روزهای امتحان و آن روزهای تنهایی در آفتاب و عطش و صحرایی برهوت ... آفتاب چه بیرحمانه بر ریگهای کویر شلاق میزد و عطش چه فریاد طاقتفرسایی داشت و آن کودک چه بیتاب ضجه میزد. ...