در مقدمه کتاب خانم فاطمه طباطبایی چنین مینویسد: «روزها میگذشت و امام بهای خواهشهای ملتمسانهام را هر از چندگاه با غزلی یا نوشتهای میپرداختند. در این مرحله بود که دیگر هیچ درنگی را روا نداشتم. نخست مجموعۀ رباعیها را به همسرم احمد نشان دادم که او نیز با شوقی وافر مرا به پیگیری واداشت سپس دفتری خدمت امام بردم و از ایشان تقاضا کردم به تناسب حال، سرودهها، نصایح و اشارات عارفانه خود را در آن دفتر مرقوم دارند.
... و چنین بود که آن کریم، درخواست مرا اجابت کرد و از خوان معرفت و کرامت خویش توشهای نصیبم فرمود و مرا مکتوبی بخشید که به غزلی ختم میشد و جواب مثبتی به درخواست مصرانه من بود. اینک ثمره آن تلاشها، یعنی این میراث گرانقدر را در اختیار مؤسسه محترمی که آثار او را دنبال میکند میگذارم».
حضرت امام (ره) از آغاز جوانی تا پایان عمر گاه گاهی شعر می سرودند و نمونه هایی از آن در کتاب ها آمده و یا در حافظه ها هست و بخشی از آنها پس از رحلت حضرت امام به صورت های گوناگون چاپ شد. مجموعه اشعار ایشان دیوانی نسبتاً بزرگ را تشکیل می دهد ولی قسمت هایی از آن مفقود شده. این بیت از یکی از غزل های امام است.
من در هوای دوست گذشتم ز جان خویش/ ...