(داستان های آمریکایی،قرن 21م)
ایوا هریسون بیستوهفتساله به واسطهی بیماریاش بیشتر زندگی خود را در انزوا و با ترس از تجربیات جدید سپری کرده است. اگرچه دو سال است که بهظاهر بهبود یافته، اما ترس از بیمارشدن دوباره همچون مانعی است بر سر راه لذتبردن از زندگی. اما زمانی که از طرف نامزد سابقش نامهای مرموز را دریافت میکند که داخلش از شغلی در شهر ساحلی دریفتوود آلاباما نوشته، تصمیم میگیرد این فرصت را به خودش بدهد و از منطقهی امنش خارج شود. از همان لحظه که به دریفت وود میرسد تغییراتی را در خود احساس میکند اما همچنان کنجکاو است که ببیند چه کسی و چرا آن نامه را برای او ارسال کرده است؟