من شیفتگی خود را به عشق و ارتباط در مشاوره و روانشناسی دنبال کردم. به عنوان بخشی از دوران آموزشم، این نمایشنامه را همانطور که توسط شاعران و دانشمندان توصیف شده است، مطالعه کردم. به بچه های آشفته ای که از موهبت عشق محروم شده بودند آموزش دادم. به بزرگسالانی که با از دست دادن عشق دست و پنجه نرم می کردند، مشاوره دادم. من با خانواده هایی کار می کردم که اعضای آنها به هم عشق می ورزیدند، اما نه نمی توانستند با هم باشند و نه تاب و تحمل دوری از هم را داشتند و از این رو، عشق یک راز باقی ماند.