این کتاب روایتِ سفر وحید یامینپور به کشور آفتاب تابان «ژاپن» است.
ژاپنِ ناشناخته و جادویی، قرنهاست به اصالت و افتخار شهره است، به خون سرخی که از تیغ شرافت سامورایی مغرور میچکد و به گلهای فریبنده نقشبسته بر کیمونو که تن تسلیم و نجیب زنانش را میپوشاند و به قلبهای مطیعی که بر خدایگان و وطن سجده میبَرند و به چشمان کشیده ظریفی که نمیتوان به عمق آن راه پیدا کرد و به سکون و آرامشی که در نوشیدن چایسبز لانه کرده است.
ژاپن گاه خشمگین و خونریز، گاه آرام و خندان، گاه سرد چون زمهریرِ قلّه فوجی و گاه گرم و شاعرانه چنان که لافکادیو هرن آن را ستود: «میدانی قلب ژاپن چیست؟ شکوفه گیلاسی کوهی که عطرش را در آفتاب صبح میگستراند.»
اصالت، شرف و افتخار؛ قرنها چون جواهری با شمشیر جنگجویان در جان معابد جینجا محافظت شد. ...