کتاب دو جلدی ادب نبوی، به مفاهیمی چون شیوه رفتاری پیامبر صلواتاللهعلیه، شرط اول سیر و سلوک، معنای خوف از خدا و علت لزوم آن و مواردی از این دست میپردازد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
امانت های خداوند در وجود انسان
خداوند به هر انسانی نعمتها و مواهبی عنایت کرده است؛ چه اعضا و جوارح ظاهری اش و چه قوای باطنی اش. همه اینها امانات الهی هستند که خداوند از عالم غیب به عالم شهود فرو فرستاده است؛ از ملکوت به ملک و همه را مسخر انسان کرده است. اعضا و جوارح و قوای باطنی ما تحت تسلّط ما است. به تعبیر اهل معرفت حين نزول تمام این ها طاهر، مطهر پاک و پاکیزه است. در اعضای ظاهری مثال می زنم؛ چشم گوش ،زبان، دست و بقیه جوارح ما پاک بود. آلوده به قذارات و آلودگی ها ها عالم مُلک و طبیعت دنیا نبود. حتی حرامی داخل أمعا و احشا نشده بود؛ چشم برای دیدن حرام به کار گرفته نشده بود؛ گوش برای شنیدن حرام به کار گرفته نشده بود؛ زبان برای سخن حرام به کار گرفته نشده بود و همین طور جمیع اعضا پاک بود. خداوند تمام این اعضا و جوارح را پاک به ما عنایت کرد. ما منعم را ملاقات میکنیم و می خواهیم این امانات را تحویلش بدهیم. اگر همان طور پاکیزه تحویل بدهیم، خیانت در امانت نکرده ایم.