اگر قصد خرید بیشتر این کتاب رو دارید در پیام ها اعلام کنید تا موجودی افزایش پیدا کند.
درباره کتاب:
آغا محمدخان که کینه خاموشی نا پذیری داشت و هرگز دست از انتقامجویی .نمیکشید قتل عام مردم ،کرمان دوباره از نو آغاز گشت. گرچه در برخی جزئیات اختلاف نظر هست آنچه مسلم است این که آغا محمدخان خواستار شده بود تا تعداد معینی چشم از چشمخانه ی شکست خوردگان درآورده و به نزدش ببرند این نیز برای وی نشانه ای از فرمانروایی بود همهی افراد خانوادهی لطفعلی خان را به بی سیرتی کشانید، حتی شاهزاده خانم مریم به سرنوشت بدبخت ترین زنان گرفتار شد، نخست بازیچه دست سربازان افسار گسیخته اش گردید و سپس جلو شوهری او را پست افکندند با آن که در روایتهای رسمی این موضوع مسکوت گذاشته شده است، گفته میشود که دست و پای شاهزاده ی کور را هم بریدند و پیکری که به تهران کشانیدند چیزی نبود جز همین تنهای که هنوز جان داشته اما لطفعلی خان حتی با این حال هم سرکرده ی قاجار را به هراس می انداخت.