نویسنده: توماس باور
مترجم: غلامرضا خدیوی
در زمانی که حرکتهای خشونتباری به دست گروههایی مانند القاعده و داعش با نام اسلام در جهان روی میدهد، این نوشتار با شواهد بسیار بنا دارد از این واقع سخن گوید که مسلمانان پیشاتجدد، طی قرنهای متمادی، فرهنگی به وجود آورده بودند که خصیصه بارز آن «پذیرش چندمعنایی» بوده است؛ رویکرد فرهنگی ویژه ای که می توانست ادعاهای متفاوت رقیب را به راحتی بپذیرد و به جستجوی احتمالات بسنده کند و همین امر بنیاد تساهل و مدارا در آن بوده است؛ برخلاف ادعای اصلی تجدد که بر مبنای اصل «تک معنایی» به دنبال حقیقت نهایی بود و هیچ ادعایی را در کنار آنچه که حقیقت می پنداشت نمی پذیرفت.
مسلمانان به ادعای توماس باوِر پس از دوره استعمار تحت فشار تجدد غربی (با خصیصه سلطه گستری جهانی) فرهنگ چندمعنایی و مدارا را رها کردند و به سوی تک معنایی رفتند و در پی این تأثیرپذیری، روایتی متجدد از اسلام طرح شد که کمتر شباهتی به اسلام فرهنگی ـ تمدنی سده های چهارم تا یازدهم هجری قمری داشت و اندیشههای افراطیِ بهاصطلاح «اسلامی» بیشتر ریشه در این تأثیرپذیری دارند.