معرفي كتاب مناظره مسلمان و مسيحي نشر علم
نویسنده در قالب یک داستان، روشی که معمولا در مباحثات دینی و مذهبی از آن استفاده می شود، این گفتگو را تنظیم کرده و همان طور که اشاره شد، برای شیرین تر شدن بحث، خود را فرد عامی معرفی می کند. این در حالی است که گفتگوها نشان می دهد او با قرآن و متون و کلام اسلامی آشناست. برای نمونه در یک مورد به اسقف که او را اسقف ارامنه هم می داند، می گوید: «من از مذاکرات جلسه قبل شما خیلی تعجب دارم، خیلی تناقضات در ضمن کلمات شما و کتاب مشکوة صدق معلوم می شود؛ آخر من هم که سواد ندارم، آن چه شنیده ام از پای منبرها که آخوندها بالای منبر گفته اند، حفظ نموده. من کتاب نخوانده، مدرسه نرفته، زبان نمی دانم، قرائت خانه نمی روم، روزنامچه نمی خوانم، شما شبانه روز مشغول هستید، اسباب جمع دارید، من یک ساعت از شغل دست بکشم، آن روز مخارج ندارم، اما هر چه فکر می کنم عقلم به جایی نمی رسد».
نویسنده، داستان خویش را در بیان انگیزه اش برای ورود به گفتگو با اسقف چنین آغاز کرده است که پس از دیدن اوراق تبلیغاتی مسیحی در میان زباله ها و جاهایی که کثافات انسانی ریخته می شده، به خاطر حرمتی که برای نام انبیاء قائل بوده، به سراغ مدرسه مسیحیان رفته است تا در این باره با آنان گفتگو کند. ...