«آخرین سرباز کربلا» اثر حسین سلیمانی کتابی درباره حضرت علیاصغر (ع) است.
در بخشی از کتاب اینگونه میخوانید:
حالا دیگر زمان آن رسیده که قافله سالار سرزمین شهادت و شهامت با اهل حرم وداع نمایند. ولی نه! تا وداع او زمانی باقی است. او تا جانبازی تمام سربازانش را تماشا نکند، وداع نخواهدکرد. ولی او دیگر سربازی ندارد! در این هنگام خواهر بزرگوار خود را صدا میزند ای خواهرم، ای زینبم، ای یادگار مادرم فاطمه (س) آن طفل را بیاور. کدامین طفل؟ علی اصغر را. برادر جان برای چه؟ -میدانی که او بسیار تشنه است- آری میخواهم از این قوم ستمکار برایش آبی بخواهم، بلکه سیرابش کنند. در این هنگام شاید دیگران گویند حسین (ع) که همه سربازانش شربت شهادت نوشیده و دیگر در رکاب او یاوری نماندهاست؛ در جواب باید گفت چرا حسین (ع) میداند که برای او یک سربازی دیگر باقی است، کدامین سرباز؟