به زبان مادری گریه میکنیم سومین کتاب مجموعهی «زندگی میان زبان ها»ست و مثل دو کتاب دیگر این مجموعه (ارواح ملیت ندارند و لهجهها اهلی نمیشوند) روایت نویسندهای است که در کشوری غیر از سرزمین مادریاش زندگی میکند و به زبانی غیر از زبان مادریاش مینویسد و به همین دلیل، آگاهانه به تجربهی زندگی در زبانی دیگر اندیشیده و در نوشتههایش بازیها و معماهای زیستن در زبانی آشنا یا غریبه را به تصویر میکشد. با این همه، این کتاب هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ محتوا تفاوتهای مهمی با دو عضو پیشین مجموعه دارد.
شاید مهمترین وجه تمایز کتاب به زبان مادری گریه میکنیم تعلقش به ژانر جستارهای بسیار کوتاه (flash essay) یا ناداستان برقآسا (flash non-fiction) باشد. در این ژانر، معنا و لحظه در نابترین هستهی وجودیشان فشرده میشوند: لحظهای منجمد در یک «آن»، صحنهای سرنوشتساز از رویدادی خاص در یک قاب، مکاشفه و شهودِ مفهوم، بازنمایی حس یا ادراکی گذرا در قالب ماندگار کلمه.