کتاب آبنبات دارچینی که در واقع جلد بعدی آبنبات هلدار محسوب میشود، دربارهی اتفاقات غیر منتظره و عجیبی است که برای شخصیت اصلی داستان، یعنی محسن رخ میدهد. این اتفاقات به صورت ناخواسته روی زندگی محسن و اطرافیانش تاثیر میگذارند. ماجراهای کتاب آبنبات دارچینی بین سالهای ۷۲ تا ۷۴ میگذرد. درگیری محسن، قهرمان بجنوردی داستان با این موقعیتهای پیشبینی نشده اتفاقات طنزی را رقم میزند که خواندنش خالی از لطف نیست. راستی این را هم بدانید که یکی از شخصیتهای محوری کتاب آبنبات دارچینی، پدر دریا است.
جملاتی از کتاب آبنبات دارچینی
آقاجان، که به دگمهدوزی مامان نگاه میکرد، برای اینکه او را به محکمتر دوختن ترغیب کند، گفت: 'مِگن آمریکا و شوروی با یک دکمه متانن کل دنیا رِ منفجر کنن. ولی تو همین دکمهٔ شلوارِ منِ نمتانی محکم بدوزی.' چون رویم نشد، چیزی را که به ذهنم رسید فقط توی دلم گفتم: 'خا، اگه دکمهتان یکدفعه باز بشه، شما یَم با همین دکمه متانین همه رِ تو بازار منفجر کنین؛ ولی خا از خنده!'
آقاجان که دید دارم برای خودم لبخند میزنم ذهنم را خواند که هر چه هست مربوط به اوست. برای همین لبخندی زد و گفت: 'ای پسر جان، بخند. اشکال نداره. ...