(وضع اجتماعی مجردها در ایران)
در دنیای ما مجرد زیستن گاهی انتخاب است و گاهی جبر؛ اما در گذشته، جامعهی ما چنین چیزی را نمیپذیرفت. آدمها باید ازدواج میکردند، حتی اگر طرف مقابل را دوست نداشتند و یا شرایطشان به هم نمیخورد. اختلاف سنی زیاد و یا اختلاف فرهنگی نیز مانع ازدواج نمیشد. از قبل دختر و پسر با هم حرف نمیزدند و گاهی حتی یکدیگر رانمیدیدند که بخواهند متوجه اختلافها شوند. گاه، فاصلهی خواستگاری اولیه تا نشستن سر سفرهی عقد، یک صبح تا ظهر بود.
الان همهچیز تغییر کرده است. آدمها مصرانه بهدنبال جفت روحی خود میگردند و هرکسی را به همسری نمیپذیرند. برخی تجرد را به ازدواج با شخصی که به نظرشان مناسب نیست، ترجیح میدهند. این گذار نسلی حتماً تأثیر فراوانی میگذارد. نسل گذشته حرفهای نسل جدید را نمیفهمد و به ازدواج اصرار میکند و نسل جدید بر تصمیم خود ثابتقدم است. در این میان، تعارضهایی که برای مجردها ایجاد میشود، ممکن است به آسیبهای روحی مهمی منجر شود. کاهش ارتباط با اطرافیان، یکی از خروجیهای این آسیب روحی است. در کتاب مثبت و منفی تجرد میخواهیم دربارهی ابعاد این پدیدهی خودخواسته یا جبری صحبت کنیم و به افراد مجرد مهارتهای مدیریت این وضعیت را بیاموزیم.