کتاب بچههای قالیبافخانه از دو داستان بلند با عنوانهای «نمکو» و «رضو، اسدو، خجیجه» تشکیل شده است. مرادی کرمانی در این داستانها سرگذشت ناگزیر کودکانی را روایت میکند که به خاطر تامین مخارج زندگی و کشیدن جور خانواده مجبورند در سنین کم برای کار به قالیبافخانهها بروند و در شرایط نامطلوبی برای دستمزد پایین کار کنند. خرده داستانهای زیادی در این کتاب به هم گره خورده که همگی به قالیبافخانه مربوط میشوند.
هوشنگ مرادی کرمانی، خود دربارهی نوشتن این داستان میگوید: «برای نوشتن این داستان، ماهها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم.» درک و لمس آنچه که مینویسد از خصوصیات بارز نویسندگی مرادی کرمانی است که در تمام آثار او به چشم میخورد. او این داستانها را براساس گفتوگوهایش با قدیمیهای فامیل، دوستان و بیان خاطرات آنها نوشته است.
بچههای قالیبافخانه نخستین جایزه ادبی را در سال 1359 از شورای کتاب کودک گرفت و جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن را در سال 1986 از آن خود کرد.