بهترین توضیح را ناشر در بارهی این کتاب داده است: «تاریخ جهانی است. تقریباً در هر فصل تمام دنیا مد نظر است. خوانندگان میتوانند آنچه را در هر منطقه و در هر قاره، در تمام ادوار رخ داده است مقایسه کنند و به هم ارتباط دهند. مانند ناظرانی از کهکشانی دیگر که از فضای خارج خیره به دنیا مینگرند و آن را یکجا می بینند. تاریخ فراگیر است. این کتاب سعی دارد چیزی دربارهی هر یک از حوزههای زندگی گفته باشد: از جمله علم و هنر، رنج و لذت، اندیشه و تخیل. خصومت آمیز باشد؛ صمیمانه باشد بی آنکه بیزارکننده شود. تاریخ به انتها نرسیده است. این کتاب میخواهد بگوید دنیا چگونه شد که چنین شد، رویارو شدن با مسائل فعلی و چشم اندازهایی برای آینده که در واقع صرفاً گذشته ای است که هنوز اتفاق نیفتاده است.»جامعه ی جدید با مفهوم مدرنیته پیوند خورده است. دورانی که شاید دوران بعد از انقلاب صنعتی را به عنوان شروع آن در نظر گرفت. «دوران نوین، دوران مدرن یا مدرنیته به جامعهی جدید (مدرن) اطلاق میشود. مدرنیته دورهای تاریخی است که بین سالهای ۱۶۳۰ میلادی تا ۱۹۴۰ را دربردارد و واجد جنبشهای متعدد فرهنگی و عقلانی است. البته یورگن هابرماس فیلسوف مدافع مدرنیته بر این باور است که مدرنیته پروژهای ناتمام است و هنوز به آخر نرسیدهاست. به شکل کلی میتوان منظور از مدرنیته را جامعهی مدرن دانست. از نظر تاریخی، دوران مدرن با دورهی رنسانس آغاز شده و با عصر روشنگری و انقلاب فرانسه و ایدهآلیسم آلمانی به عنوان گفتار کلیدی غرب تحکیم میشود. در این دوره فردیت اعتلاء یافته و سنت نقد میشود. این دوره دوران افسونزدایی از جهان است و دوران عقل ابزاری - به معنای تسلط انسان بر طبیعت و انسان از طریق به کارگیری علم و تکنولوژی. همچنین دوران مدرن در رویدادهای تاریخی چون انقلاب آمریکا و فرانسه و دو اعلامیهٔ استقلال آمریکا و اعلامیهٔ حقوق بشر و شهروند ۱۷۸۹ فرانسه تجلی مییابد.»