پروست در 1895 لیسانس ادبیات خود را دریافت کرد. بعد از آن بهعنوان دستیار کتابدار در کتابخانهی مازارن استخدام شد. او در این مدت با نشریات ادبی همکاری میکرد و از طرفی نگارش رمان «ژان سنتوی» را آغاز کرده بود. پروست بسیار شیفتهی «جان راسکین» بود. راسکین یک منتقد هنری بریتانیایی بود که در نظریاتش به ارتباط هرچهبیشتر بین طبیعت و هنر و جامعه تاکید میکرد. او اولین استاد هنرهای زیبای دانشگاه آکسفورد محسوب میشد و در زمینهی نقد هنر، کتابهای مهمی نگاشته بود. پروست به ترجمهی کتابهای راسکین نیز میپرداخت و قبل از شروع رمان در جستوجوی زمان از دست رفته، ترجمهی کتاب «کنجدها و سوسنها» را به اتمام رسانده بود. پروست به لحاظ جسمانی همیشه درگیر ضعف بود. او ابتدا در 1880 به بیماری آسم مبتلا شد و حدود دوازده سال بعد، به علت اوجگیری بیماری برونشیت در بدنش، جان خود را از دست داد. پیکر او در گورستان معروف «پرلاشز» به خاک سپرده شده است.