«آنت ریوییر» شخصت اصلی این رمان است. زنی مدرن با اندیشههایی متفاوت که حاکی از استقلال او از زنان جامعه خود است. در خلاصه داستان آمده است: «جان شیفته سرگذشت زنی را نقل میکند که روحی شیفته و عاشق دارد و زندگیاش مانند نام خانوادگیاش، ریوییر (به معنای رودخانه) به رودی پرپیچ و خم و پرآب و غنی می مانَد. جان شیفته با شیفتگی آنت ۲۴ ساله به پدرش و مرگ او آغاز میشود. در همین زمان آنت باردار میشود و ازدواج با پدر فرزندش را رد میکند. سپس خواهر ناتنیاش را کشف میکند و شیفته او میشود. جان شیفتهی آنت پس از آن عشق مادرانه را درمییابد. در جلدهای بعدی کتاب، آنت و پسرش، مارک ریوییر درگیر حوادث تاریخی فرانسه میشوند و «بدین سان، زندگی او (آنت) در دو سطح موازی پیش میرود؛ و دیگران جز زندگی رویی او را نمیشناسند. در آن زندگی دیگر، آنت همیشه تنها میماند.» و این «زندگی دیگر»، جریان زیرین و ناپیدای رود، جان شیفته نام دارد»