این ذرع چارک قوچانی فضای امنیت یک دژ را القا میکند. حصاری استوار که انگار در روزگاری پرآشوب، برای در امان ماندن از هیاهوی جهان برپا شده است.
وقتی سکوت اتاق را فرا میگیرد و نور از گوشهی پنجره بر این تار و پود میتابد، پیش از هر چیز، آن دو ترنجِ فیروزهای در قلبِ زمینه به چشم میآیند؛ شبیه دو برجِ دیدهبانیِ هوشیار که سالهاست از خلوت و آرامشِ درون پاسداری میکنند. نقشِ ستارهی میانه، نه یک آرایه ساده، که روزنهای از نور در دل این قلعهی هندسی است.
بافندهی قوچانی، خطوط و لچکهای پلهپلهای را مانند باروهای دفاعی بر گرداگردِ سرخیِ لاکی کشیده است؛ مرزی قاطع میانِ جهانِ بیرون و حریم درون. این ذرع چارک تنها یک دستبافته نیست؛ سندی است از تبار و ایستادگی که هر گوشهاش، حسِ ریشهداری، تسلط و آرامش تسخیرناپذیری را به فضای زندگی میبخشد. پناهگاهی کوچک و مقتدر که یادآوری میکند آرامش، ساختنی است.