کشتیای را در دریایی طوفانی در نظر بگیرید. در یک فرض ممکن است افراد این کشتی باور کنند که اطرافشان تا هزاران فرسنگ، هیچ ساحل نجاتی وجود ندارد و توشه اندکی همراه دارند؛ به راستی آنان چه خواهند کرد؟ آیا هیچ تصوّر میشود که حرکتی کنند؟ نه؛ چون پذیرفته اند که مرگشان حتمی است!!
فرض دیگر این است که افرادِ آن کشتی، به یقین بدانند که در نزدیکیشان، ساحل امن و نجاتی وجود دارد. این افراد چه میکنند؟ قطعاً اینها تلاش میکنند تا خود را به ساحل برسانند.
همین قدر که امید در دل انسان به وجود آمد، مرگ سایه خود را جمع میکند و کنار میرود. امید موجب میشود، انسان تلاش و حرکت کند، پیش برود، مبارزه کند و زنده بماند.