کتاب «مهمانسرای دو دنیا» نوشتهی «اریک امانوئل اشمیت» و ترجمهی «شهلا حائری» است. ژولین مرد جوانی است که به واقعیبودن دنیای پیرامونش اعتقاد ندارد. او فکر میکند همهچیز از آدمها تا اشیا حقیقت ندارند و درگیر بیاعتمادی است. تا اینکه بهطور اتفاقی در مهمانسرایی گیر میافتد که در جایی بین این دنیا و آن دنیا قرار دارد. در کنار او، سه شخصیت دیگر وجود دارند که هرکدام در اثر حادثه و بهدلیلی بین مرگ و زندگی قرار گرفتهاند. گفتوگوهای بین این چند نفر با قلم زیبا، روان و جذاب اشمیت، داستانی خواندنی و قابلتامل را پدید آورده است. در بخشی از نمایشنامه میخوانیم: «نخست صدای عجیبی به گوش میرسد مثل صدای جریان تند هوا... آدم احساس میکند که این باد سهمگین قادر است در سر راهش همهچیز را در خود فروکشد و بر روی بالهای نفسهایش همهچیز را با خود ببرد: انسان، کشتی، خانه... زوزهها زیادتر میشود، پردامنهتر میگردد، تبدیل به فریاد میشود، غیرقابلتحمل میشود و سپس در چند ثانیه ناپدید میگردد. با آخرین زمزمههایش صدای آسانسوری را میشنویم که متوقف میشود. صحنه روشن میشود. سالن پذیرش یک مهمانسرا... ...