(سفرنامه های ایرانی،قرن13ق،به کوشش:نازیلا ناظمی)
کتاب سه روز به آخر دریا سفرنامهی شاهزاده خانمی جوان و قاجاری به مکه و عتبات است. اما این نوشتهها را نمیتوان تنها روایت یک سفر زیارتی دانست، بلکه داستان یک زندگی هم هستند؛ زندگی زنی درباری که لایهای ناپیدا را آشکار میکند. نام او را نمیدانیم، چون در تمام کتاب هیچوقت او را به نام خطاب نمیکنند اما براساس نوشتهی خودش از اصل و نسبش بهخوبی آگاهیم. این شاهزاده هم نوهی فتحعلیشاه و هم نوادهی نادرشاه افشار است؛ زنی باسواد، آشنا به شعر و ادبیات، هنرمند و قطعا زیبا؛ چون آوازهاش به ناصرالدینشاه میرسد و در پانزدهسالگی به نامزدی شاه در میآید. این نامزدی اما به انجام نمیرسد و آنطور که خودش مینویسد «بغض بزرگان مانع گردیده.» پس از سه سال نامزدی به هم میخورد و شاهزاده خانم در سن هجده سالگی به دستور ناصرالدینشاه به عقد عمادالملک، حاکم مسن و بسیار ثروتمند و معتبر تون و طبس در میآید. پس از چند سال دشمنیهای زنان دیگر عمادالملک و مرگ دو برادرش و دلتنگیها، شاهزاده خانم را به عزیمت به مکه و عتبات مصمم میکند. جذابیت سفرنامهی او در این است که در کنار اتفاقات سفر، ریزهکاریها و روزمرگیها را هم ثبت کرده و از جزئیاتی گفته که به خواننده امکان میدهد تصویر روشنتری از آن دوره داشته باشد. ...