گلشیری در نگارش این اثر از شیوه ی سیال ذهن بهره برده است. از این بابت در حین یادآوری یک خاطره، ناگهان خاطره ی دیگری یادآوری و بازگو می گردد.
روایت کنندگان این خاطرات نیز به ناگاه عوض می شوند.
گاه راوی گلشیری است، گاه خسرو، گاه فخری و … از دیگر نکات خلاقانه ی داستان ، تعریف حادثه ای واحد از زاویه دید راویان مختلف است.
همه ی این ها شازده احتجاب را اثری پیچیده ، جلوتر از زمان خود، درخور تعمق و چندباره خواندن ساخته است. داستان در دوره ای رخ می دهد که قدرت از خاندان قاجار به پهلوی منتقل گشته و اشرافی گری در ایران رو به نابودی است.
خسرو یا همان شازده احتجاب آخرین بازمانده از یک خانوادهی اشرافی قجری از اداره ی امور عمارت موروثی دست کشیده،
همه ی خدم و حشم را مرخص کرده و دارایی به ارث برده را به پای قمار می ریزد.
مراد پیشکار سابق او هر از گاهی با آوردن خبر مرگ یکی از خویشان به دیدنش می آید اما امشب ، آمدن مراد به معنای مرگ کیست؟