در قسمتی از کتاب علمدار مطالعه میکنیم:
سه سال از پیروزی انقلاب گذشته بود. مجتبی برای ادامه تحصیل به سراغ رشتههای فنی رفت. سال 1361 در هنرستان شهید خیری مقدم در رشته اتومکانیک مشغول به تحصیل شد. از همان روزهای اولِ تحصیل تلاش کرد تا به جبهه اعزام شود. اما هر بار که مراجعه میکرد بینتیجه بود. سن و سال مجتبی کم بود. برای همین موافقت نمیکردند. من در همان محله بخش هشت و در مسجد دهقانزاده با او آشنا شدم. جوانی پر شور و نشاط و بسیار دوستداشتنی بود. بعد از مدتی به همراه چند نفر از رفقا تصمیم گرفتیم برای اعزام به جبهه اقدام کنیم. یک روز بعد از ساعت آموزشی مدرسه، رفتیم محل اعزام نیرو و ثبت نام کردیم. البته به این راحتیها نبود.