(همراه با دیباچه ملک الشعراء بهار)
عمر پروین، بسیار کوتاه بود. در مورد مرگش باآنکه گفته شده بر اثر بیمارى، زندگى را بدرود گفته است اما بسیارى برآنند و یا مىخواهند بر آن باشند که او توسط مزدوران رضاشاهى به قتل رسیده است. اگر واقعیت امر، حتى چنین باشد، نشاندهندهى آن است که مردم، نمىتوانند مرگ یک هنرمند شایسته و مردمدوست را در یک جامعهى زیر سلطهى وحشت و رُعب، بهطور طبیعى باور کنند، آنهم درست در 35 سالگى. در چنین شرایطى، همیشه عناصرى از بدگمانى، روبهرشد مىگذارد و شرایط را براى گسترش شایعهها، آماده مىسازد.
شعر پروین تلخ و متین و زمینى است. تلخى پدیدههاى زندگى اجتماعى انسان، دردها و ناکامىها، در آن بازتابى روشن دارد. در شعر او، خبر از توفانهاى بزرگ روحى او، و یا احساسات برانگیخته و گرم و خصوصى یک زن نیست. زنى که سعى کرده تاآنجاکه ممکن است، خویشتنِ خویش را در پشت واژهها و آفریدههاى کلامى خود، پنهان سازد. شعر او مجموعهاى است از توصیفها، تشویقها، اندرزها و نشاندادنِ سمت و سوى ذهنى خود به نفع مردم محروم. شعر او در بیشترین عرصهها، چنان کلّى است که مىتواند چند و چندین سده میان یک مرجع دگرگونشده در زمان و توصیفشده در شعر او فاصله باشد و درعینحال، شمول خویش را همچنان حفظ کند. عناصر مطرحشده در شعر پروین، در قید زمانهاى کوتاه و یا مرزهاى محدود جغرافیایى نیستند. ...