ابوریحان بیرونی دانشمندی بود که از این شهر به آن شهر در بدر دنبال علم رفت و هیچوقت هم خسته نشد. اسم اصلی ابوریحان محمد بود.او از همان بچگی علاقه زیادی به آسمان و اجرام آن داشت. شب که میشد ساعتها روی پشتبام دراز میکشید و به ستارهها نگاه میکرد تا خوابش ببرد. خوابهایش هم در مورد آسمان و ستارگان بود. بیدار هم که میشد باز چشم به آسمان داشت. تا اینکه در ۵ سالگی اسم او را در مکتبخانه نوشتند.محمد در مکتبخانه خیلی زود قرآن، زبان عربی، ادبیات و حدیث را یاد گرفت. در مکتبخانه آنقدر سؤال میپرسید که معلمها گیج میشدند و پیش میآمد که جوابی برای خیلی از سؤالاتش نداشتند.بزرگتر که شد به شهر کاث رفت. این شهر در کشور ازبکستان کنونی قرار داشت. در این شهر با فردی به اسم ابونصر آشنا شد که از اعیان و اشراف بود در واقع شاهزاده بود.ابونصر او را به قصر برد و اجازه داد که از وسایلی که برای رصد آسمان در آنجا وجود داشت، استفاده کند. راه استفاده از این وسایل را هم به او یاد داد.ابوریحان همانطور که با وسایل توی قصر کار میکرد، زبانهای عربی و یونانی را یاد گرفت.شهر کاث شهری بود که در آن دانشمندان زیادی زندگی میکردند. ...