*مگسها* (یک عدد)
توضیحات کتاب :
کتاب مگس ها، نمایشنامهای از فیلسوف مشهور، ژان پل سارتر، است. شخصیتهای این نمایشنامه را اساطیر و خدایان یونان باستان تشکیل میدهند و داستان، حول ماجرای برخورد این شخصیتها با یکدیگر شکل میگیرد.
سارتر در این نمایشنامه، رویکرد اگزیستانسیالیستی خود را به نمایش میگذارد و تلاش میکند تا با روایت جدالهای میان اروست و الکترا و میان آنها با زئوس، نقدی از خود کمبینی مردمان را به تصویر بکشد و نخنمایی برخی مناسک مذهبی را، که در آنها افراد در احساس گناهی مادام به سر میبرند به خودسرکوبگری دست میزنند، مورد نقد قرار دهد.
پردۀ نخستِ نمایشنامۀ مگس ها در یک میدان در آرگوس رخ میدهد. در این میدان، تندیس ژوپیتر، خدای مگسها و مرگ با چشمانی سفید و صورتی خونآلود تعبیه شده است
بخشی از کتاب:
"سرباز اول: نمیدانم این دَم غروب مگسها چه مرگشان است: خیلی زیاد شدهاند و وحشتناک.
سرباز دوم: مُرده بو می کشند و این است که سرِ کیفند. دیگر جرأت ندارم خمیازه بکشم، مبادا که در دک و دهان باز شدهام فرو روند و در ته حلقم جولان دهند. (الکتر لحظهای ظاهر شده و دوباره پنهان میشود.) گوش کن، صدایی برخاسته، صدای قِرچ قروچی.
سرباز اول: این صدا بر اثر جلوس فرمودن آگاممنون بر تخت خود است.
سرباز دوم: اوه آگاممنون که سرین پهنش، الوار اریکه را به قرچ قروچ میاندازد. ...